السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
99
تفسير الميزان ( فارسي )
خوار بخواهند ، عزيزش مىكند هر چند نوائب و ناملايمات روزگار او را به سوى ذلت بكشاند و قدر و منزلتش را منحط سازد . خداوند اين غرض را در خلال بيان داستان يوسف تامين نموده و در هيچ سوره اى از قرآن كريم هيچ داستانى به مانند داستان يوسف بطور مفصل و از اول تا به آخر نيامده . علاوه ، در اين سوره غير از داستان يوسف داستان ديگرى هم نيامده ، و سوره اى است مخصوص به يوسف ( ع ) . آرى ، يوسف بنده اى بود خالص در بندگى ، و خداوند او را براى خود خالص كرده بود ، و به عزت خود عزيزش ساخته بود با اينكه تمامى اسباب بر ذلت و خواريش اجتماع كرد و او را در مهلكه ها انداخت ، و خداوند او را از همان راهى كه به سوى هلاكتش مىكشانيد به سوى زندگى و حياتش مىبرد . برادرانش بر او حسد بردند و او را در چاه دور افتاده اى افكندند ، و سپس به پول ناچيزى فروخته ، و خريداران او را به مصر بردند و در آنجا به خانه سلطنت و عزت راه يافت . آن كس كه در آن خانه ملكه بود ، با وى بناى مراوده را گذاشت و او را نزد عزيز مصر متهم ساخت ، و چيزى نگذشت كه خودش نزد زنان اعيان و اشراف مصر اقرار به پاكى و برائت وى كرد . دوباره اتهام خود را دنبال نموده او را به زندان انداخت ، و همين سبب شد كه يوسف مقرب درگاه سلطان گردد . و نيز همان پيراهن خونآلودش كه باعث نابينايى پدرش يعقوب شد ، همان پيراهن در آخر باعث بينايى او گرديد ، و به همين قياس تمامى حوادث تلخ وسيله ترقى او گشته ، به نفع او تمام شد . و كوتاه سخن ، هر پيشامدى كه در طريق تكامل او سد راهش مىشد خداوند عين همان پيشامد را وسيله رشد و پخته شدن او و باعث موفقيت و رسيدن به هدفش قرار داد ، و همواره خدا او را از حالى به حالى تحول مىداد تا آنجا كه او را ملك و حكمت ارزانى داشته او را برگزيد ، و تاويل احاديث را به او بياموخت ، و نعمت خود را بر او تمام نمود ، همانطورى كه پدرش به او وعده داده بود . خداوند داستان آن جناب را از خوابى كه در ابتداى امر و در كودكى در دامن پدر ديده بود آغاز نمود . آرى ، رؤياى او از بشارتهاى غيبى بود كه بعدها آن را خارجيت داده ، و با تربيت الهى كه مخصوص يوسف بود كلمه او را كامل گردانيد . آرى ، سنت خداى تعالى در باره اوليائش همين بوده كه هر يك از ايشان را در تحت تربيت خاصى پرورش دهد هم چنان كه فرموده : « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَكانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ